خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به عشق و رنجهای ناشی از آن میپردازد. شاعر از شهیدان عشق سخن میگوید که خونشان باعث شکوفایی عشق میشود. او از آتش عشق، انتظار و غمهایش مینالد و در نهایت به تقدیر تاریک خود در این مسیر اشاره میکند.
مفاهیم عمیق عاشقانه، رنج و تقدیر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین استفاده از استعارههای پیچیده و مضامین عرفانی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۳۹ - از خون کشتگان شکفد لالهزار عشق
از خون کشتگان شکفد لالهزار عشق
باشد خزان عمر شهیدان بهار عشق ۱
آه این چه آتشست که از ذوق سوختن
روید چو خار خشک گل از مرغزار عشق ۲
از عشق جان لبالب و شوق گرسنه چشم
مستست همچنان ز می انتظار عشق ۳
قحط غمست در دل ما ز آنکه میرسد
هر دم هزار قافله غم از دیار عشق ۴
سرسبز باد تا به ابد بوستان حسن
زین خون که جوش میزند از جویبار عشق ۵
نامم نخست بود فصیحی ولی کنون
بختم لقب نهاد سیهروزگار عشق ۶
باشد خزان عمر شهیدان بهار عشق ۱
آه این چه آتشست که از ذوق سوختن
روید چو خار خشک گل از مرغزار عشق ۲
از عشق جان لبالب و شوق گرسنه چشم
مستست همچنان ز می انتظار عشق ۳
قحط غمست در دل ما ز آنکه میرسد
هر دم هزار قافله غم از دیار عشق ۴
سرسبز باد تا به ابد بوستان حسن
زین خون که جوش میزند از جویبار عشق ۵
نامم نخست بود فصیحی ولی کنون
بختم لقب نهاد سیهروزگار عشق ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۸ - از پی رفع خمار دل غمپرور خویش
گوهر بعدی:شماره ۱۴۰ - میآید از سیر جگر آهم گلستان در بغل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.