خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غزلگونه، بیانگر عشق عمیق و فداکاری شاعر به معشوق است که با وجود رنجها و عتابهای او، همچنان به عشقش پایبند است. شاعر از ترس وعدههای معشوق و گذر زمان میترسد و احساس میکند که حتی در قیامت نیز این عشق ادامه خواهد داشت.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
شماره ۱۳۷ - ز پا افکند ما را آرزوی سرو بالایش
ز پا افکند ما را آرزوی سرو بالایش
اجل گر دست ما گیرد سر افشانیم در پایش ۱
مرا دوزخ سزاوارست اما دیده راحت
که من با عشق او خو دارم و او با تماشایش ۲
به نوعی بگذرد آن تند خو گرم عتاب از من
که سوزد پردههای چشم از باد کف پایش ۳
که باز از بانگ «ارنی» کرد در تاب آتش ما را
که امشب سوخت مغز هوش را برق تمنایش ۴
فصیحی وعده قتلم به فردا داد و میترسم
که فردای قیامت هم بود امروز [و] فردایش ۵
اجل گر دست ما گیرد سر افشانیم در پایش ۱
مرا دوزخ سزاوارست اما دیده راحت
که من با عشق او خو دارم و او با تماشایش ۲
به نوعی بگذرد آن تند خو گرم عتاب از من
که سوزد پردههای چشم از باد کف پایش ۳
که باز از بانگ «ارنی» کرد در تاب آتش ما را
که امشب سوخت مغز هوش را برق تمنایش ۴
فصیحی وعده قتلم به فردا داد و میترسم
که فردای قیامت هم بود امروز [و] فردایش ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۶ - متاع اشک گر آتش بود برو بفروش
گوهر بعدی:شماره ۱۳۸ - از پی رفع خمار دل غمپرور خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.