خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی از مولانا با محوریت عشق الهی و رهایی از دلبستگیهای دنیوی سروده شده است. شاعر توصیه میکند از هوش و خرد معمولی بگریزید و به عشق الهی روی آورید، از غم و حسد دوری کنید و مانند نسیم سبکبال باشید. همچنین تأکید دارد که نباید فریب عمر کوتاه دنیا را خورد و باید به سوی ابدیت گریز زد.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رهایی از دنیا و مرگ نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۳۰ - چون عشق آشنای تو شد از خرد گریز
چون عشق آشنای تو شد از خرد گریز
شکرانه کرامت نیکان ز بد گریز ۱
ای غنچه مذهب دلم ار داری از بهار
تن چون نسیم پای کن و تا ابد گریز ۲
وا افت موجوار چو طوفان غم شود
هر گاه ابر عافیتی برق زد گریز ۳
گر جذب وصل دیرتر آید به پرسشت
باری به سعی هجر ز بند حسد گریز ۴
بر نیش خار غم چو نسیم صبا بغلط
چون نکهت گلی به مشامت رسد گریز ۵
مگریز با چراغ تو باد ار کند مصاف
رو وام کن ز برق شتاب و ز خود گریز ۶
گر بالغی ز عمر فصیحی مخور فریب
هم از کنار مهد به سوی لحد گریز ۷
شکرانه کرامت نیکان ز بد گریز ۱
ای غنچه مذهب دلم ار داری از بهار
تن چون نسیم پای کن و تا ابد گریز ۲
وا افت موجوار چو طوفان غم شود
هر گاه ابر عافیتی برق زد گریز ۳
گر جذب وصل دیرتر آید به پرسشت
باری به سعی هجر ز بند حسد گریز ۴
بر نیش خار غم چو نسیم صبا بغلط
چون نکهت گلی به مشامت رسد گریز ۵
مگریز با چراغ تو باد ار کند مصاف
رو وام کن ز برق شتاب و ز خود گریز ۶
گر بالغی ز عمر فصیحی مخور فریب
هم از کنار مهد به سوی لحد گریز ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۹ - گرت بود جگری سوختن ز داغ آموز
گوهر بعدی:شماره ۱۳۱ - هرگز مباش آتش سوزان سپند باش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.