خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از مولانا بیانگر عشق و شوریدگی عارفانه است. شاعر از تشنگی برای عشق، محو شدن در نور حق، نوشیدن درد عشق، و سوختن در آتش هجران سخن میگوید. او مخاطب را به تسلیم و فنا در راه عشق فرا میخواند.
مفاهیم عمیق عرفانی و عشق الهی در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند 'میرن' و 'سوختن' نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح دارند.
شماره ۱۲۸ - گر آگهی ز دوق طلب تشنه لب بمیر
گر آگهی ز دوق طلب تشنه لب بمیر
گیرم که جمله دوست شوی در طلب بمیر ۱
شو محو آفتاب سراپای همچو روز
ور طاقت نظاره نداری چو شب بمیر ۲
دم درکش و ز حیرت خاموش گیر پند
در سینه گو نفس به تمنای لب بمیر ۳
از جام درد باده عمر ابد بنوش
روزی هزار بار ولی بیسبب بمیر ۴
در دیر عشق آی فصیحی و شعلهوار
در وصل تب بسوز و ز هجران تب بمیر ۵
گیرم که جمله دوست شوی در طلب بمیر ۱
شو محو آفتاب سراپای همچو روز
ور طاقت نظاره نداری چو شب بمیر ۲
دم درکش و ز حیرت خاموش گیر پند
در سینه گو نفس به تمنای لب بمیر ۳
از جام درد باده عمر ابد بنوش
روزی هزار بار ولی بیسبب بمیر ۴
در دیر عشق آی فصیحی و شعلهوار
در وصل تب بسوز و ز هجران تب بمیر ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۷ - تا نفس داری سراغ کوی آن مهپاره گیر
گوهر بعدی:شماره ۱۲۹ - گرت بود جگری سوختن ز داغ آموز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.