خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این شعر از حافظ، به مفاهیمی مانند ریا، عشق، وفاداری، و ناپایداری دنیا میپردازد. شاعر از صوفی و باده سخن میگوید که از ریا پاک نیست، از عشق و شهید گل یاد میکند، و به ناپایداری وعدهها و آرزوهای دنیوی اشاره دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر نیاز به درک و تجربهٔ بالایی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود. همچنین، برخی از اشارات مانند باده و صوفی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب یا گمراهکننده باشد.
شماره ۱۱۷ - به باده صوفی ما صاف از ریا نشود
به باده صوفی ما صاف از ریا نشود
که تار سبحه به مضراب خوش نوا نشود ۱
به گل نگویم اما شهید نام گلم
که از فسون نیاز بهار وا نشود ۲
ترا چه جرم که حکم غرور حسن اینست
که وعدههای تو از صد یکی وفا نشود ۳
اگر به خلد روم سوز دل همان باقیست
سموم بادیه در گلستان صبا نشود ۴
سحاب ابر فصیحی به جرم ما چه کند
به قطرهای گل عیش بهار وانشود ۵
که تار سبحه به مضراب خوش نوا نشود ۱
به گل نگویم اما شهید نام گلم
که از فسون نیاز بهار وا نشود ۲
ترا چه جرم که حکم غرور حسن اینست
که وعدههای تو از صد یکی وفا نشود ۳
اگر به خلد روم سوز دل همان باقیست
سموم بادیه در گلستان صبا نشود ۴
سحاب ابر فصیحی به جرم ما چه کند
به قطرهای گل عیش بهار وانشود ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۶ - کو جنون تا هر نفس لب در سراغی گم شود
گوهر بعدی:شماره ۱۱۸ - رمزیست خط دوست که چون بخت سرآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.