خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از سینهای که آرام و بیحرکت است و از شعلهای که خاموش شده، ابراز بیزاری میکند. همچنین، از تقدیر تاریک خود مینالد که گویی تا قیامت در سوگ خورشید (نماد روشنایی و امید) سیاهپوش خواهد ماند.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و نمادین است که درک آن برای کودکان دشوار بوده و مناسب مخاطبانی با درک بالاتر از مفاهیم انتزاعی و احساسی است.
شماره ۱۰۴ - بیزارم از آن سینه که از جوش نشیند
بیزارم از آن سینه که از جوش نشیند
پوشد کفن شعله و خاموش نشیند ۱
بختم شب تاریست که تا صبح قیامت
در ماتم خورشید سیهپوش نشیند ۲
پوشد کفن شعله و خاموش نشیند ۱
بختم شب تاریست که تا صبح قیامت
در ماتم خورشید سیهپوش نشیند ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۳ - دل در آن زلف پریشان رسد و بنشیند
گوهر بعدی:شماره ۱۰۵ - چون صبا جلوه آن زلف گره گیر دهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.