خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق نافرجام، درد جدایی، و ناشناخته ماندن ارزش معشوق سخن میگوید. شاعر از غمهایش در فراق یار، بیهودگی عشق به دیگران، و بیتوجهی معشوق به احساساتش مینالد. همچنین به موضوعاتی مانند رازداری، بصیرت، و محنتهای عشق اشاره میکند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی، همراه با اصطلاحات شعری که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
شماره ۹۴ - ماییم جدا از تو به غم ساختهای چند
ماییم جدا از تو به غم ساختهای چند
با یاد تو دل از همه پرداختهای چند ۱
ماییم ز سودای بتان سود ندیده
بیفایده نقد دل و دینباختهای چند ۲
دیدی که چسان راز مرا پرده دریدند
از روی نکو پرده برانداختهای چند ۳
رخسار تو کردند به آیینه برابر
از بیبصری قدر تو نشناختهای چند ۴
بگشای خدنگ مژه کز ذوق بمیرند
جانها سپر تیر بلا ساختهای چند ۵
ارباب محبت چه کسانند فصیحی
در کوچه محنت علم افراختهای چند ۶
با یاد تو دل از همه پرداختهای چند ۱
ماییم ز سودای بتان سود ندیده
بیفایده نقد دل و دینباختهای چند ۲
دیدی که چسان راز مرا پرده دریدند
از روی نکو پرده برانداختهای چند ۳
رخسار تو کردند به آیینه برابر
از بیبصری قدر تو نشناختهای چند ۴
بگشای خدنگ مژه کز ذوق بمیرند
جانها سپر تیر بلا ساختهای چند ۵
ارباب محبت چه کسانند فصیحی
در کوچه محنت علم افراختهای چند ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۳ - چشم ترا ز مستی ناز آفریدهاند
گوهر بعدی:شماره ۹۵ - خنده ساقی دگر در ساغر آتش میزند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.