خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این اشعار از درد هجران و تشنگی عشق مینالد و از خداوند طلب رحمت میکند. او از شعلههای درونی و تشنگی روح خود سخن میگوید و از نقابهای دنیوی و رشک و حسد اطرافیان شکایت دارد. در نهایت، به دنبال آرامش و رهایی از عذاب هجران است.
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عذاب هجران و تشنگی روح نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
شماره ۸۶ - گر نقاب از رخ بگیری آفتابم میکشد
گر نقاب از رخ بگیری آفتابم میکشد
ور گذاری این چنین رشک نقابم میکشد ۱
شعلهام وز تشنگی بیتاب ای پیر مغان
آتشی داری کرم فرما که آبم میکشد ۲
بس که گلزار دلم از تشنگی شد شعلهزار
غرقه دریایم و شوق سرابم میکشد ۳
آرزوی دوزخم در آبش عصیان فکند
ای خدا رحمی که هجران عذابم میکشد ۴
بر سر بازار رعنایی فصیحی روز و شب
خود فروشیهای ماه و آفتابم میکشد ۵
ور گذاری این چنین رشک نقابم میکشد ۱
شعلهام وز تشنگی بیتاب ای پیر مغان
آتشی داری کرم فرما که آبم میکشد ۲
بس که گلزار دلم از تشنگی شد شعلهزار
غرقه دریایم و شوق سرابم میکشد ۳
آرزوی دوزخم در آبش عصیان فکند
ای خدا رحمی که هجران عذابم میکشد ۴
بر سر بازار رعنایی فصیحی روز و شب
خود فروشیهای ماه و آفتابم میکشد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۵ - چه دانستم که رازم مو به مو اظهار خواهد شد
گوهر بعدی:شماره ۸۷ - تنم از داغ حسرت رشک آتشگاه گبران شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.