خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری است که از زیباییهای بهشت و طبیعت سخن میگوید و از عناصری مانند گل، بلبل، و ساغر برای بیان مفاهیم عرفانی و اخلاقی استفاده میکند. شاعر تأکید میکند که نباید مانند گل بیحرکت بود، بلکه باید مانند بلبل از زندگی لذت برد و غم را به عنوان توشهای برای راه در نظر گرفت.
محتوا دارای مفاهیم عرفانی و اخلاقی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۸۴ - خوش آن بهشت کش از شعله نو گلی باشد
خوش آن بهشت کش از شعله نو گلی باشد
خروش نوحه در آن بانگ بلبلی باشد ۱
چو گل مباش که نی نوشد و نه نوشاند
درین چمن اگرت ساغر ملی باشد ۲
ز بس که خورده دلم غم نماند در عالم
غمی که توشه راه توکلی باشد ۳
گل از ندیمی باد بهشت کی خندد
در آن چمن که نه افغان بلبلی باشد ۴
رهم فتاد فصیحی به طرف گلزاری
که آفتاب در آن سایه گلی باشد ۵
خروش نوحه در آن بانگ بلبلی باشد ۱
چو گل مباش که نی نوشد و نه نوشاند
درین چمن اگرت ساغر ملی باشد ۲
ز بس که خورده دلم غم نماند در عالم
غمی که توشه راه توکلی باشد ۳
گل از ندیمی باد بهشت کی خندد
در آن چمن که نه افغان بلبلی باشد ۴
رهم فتاد فصیحی به طرف گلزاری
که آفتاب در آن سایه گلی باشد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۳ - فلک خونم به تیغ آن بت بیباک میریزد
گوهر بعدی:شماره ۸۵ - چه دانستم که رازم مو به مو اظهار خواهد شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.