خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حسرت، مصیبت، و ناسازگاری بخت سخن میگوید. شاعر احساس میکند که هر قدمی برمیدارد، حسرتی از آن برمیخیزد و حتی شادیها نیز با دود مصیبت همراه است. همچنین، اشارهای به هجران و مرگ دارد و از نگرانیهای عمیق انسانی میگوید.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی، همراه با پرداختن به موضوعاتی مانند مرگ، حسرت، و مصیبت، ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. درک این شعر نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری از زندگی دارد.
شماره ۸۱ - نشئهی شوق کی از ساغر عشرت خیزد
نشئهی شوق کی از ساغر عشرت خیزد
این نسیمست که از گلشن محنت خیزد ۱
هر زمینی که بر آن پای نهم روز وداع
تا دم محشر از آن آتش حسرت خیزد ۲
بخت ناساز به حدیست که گر افروزم
آتش عشرت از آن دود مصیبت خیزد ۳
رشک در قصد فصیحیست اجل هان بشتاب
نه که از بستر هجران به سلامت خیزد ۴
این نسیمست که از گلشن محنت خیزد ۱
هر زمینی که بر آن پای نهم روز وداع
تا دم محشر از آن آتش حسرت خیزد ۲
بخت ناساز به حدیست که گر افروزم
آتش عشرت از آن دود مصیبت خیزد ۳
رشک در قصد فصیحیست اجل هان بشتاب
نه که از بستر هجران به سلامت خیزد ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۰ - گرت خراب کند عشق تا ز سر سازد
گوهر بعدی:شماره ۸۲ - ز خواب آن چشم شهلا برنخیزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.