خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از زیباییهای طبیعت و احساسات عمیق انسانی سخن میگوید. شاعر از عشق، ایمان، و رنجهای دل سخن میگوید و با استفاده از استعارههای زیبا، احساسات خود را بیان میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و مفاهیم مورد استفاده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارند.
شماره ۷۸ - دیده امشب ره نظاره به پایان آورد
دیده امشب ره نظاره به پایان آورد
به صد افسون نگهی تا سر مژگان آورد ۱
راه آباد بسی بود ولی غمزه دوست
به لب کوثرم از راه بیابان آورد ۲
داد سرمایه به تاراج دل و آخر کار
خبر یوسف گمگشته به کنعان آورد ۳
تازه کردند ملایک به تو ایمان نیاز
کفر چون دید خطت را به خود ایمان آورد ۴
سنبل دوست پریشان خودست ارنه بهار
باد را دست هوس بسته به بستان آورد ۵
نام منصور برد عشق و لب خویش مکد
گر زبان تو نوایی به گلستان آورد ۶
کفنی جوی فصیحی که سحر چاک غمی
خبر مرگ گریبان سوی دامان آورد ۷
به صد افسون نگهی تا سر مژگان آورد ۱
راه آباد بسی بود ولی غمزه دوست
به لب کوثرم از راه بیابان آورد ۲
داد سرمایه به تاراج دل و آخر کار
خبر یوسف گمگشته به کنعان آورد ۳
تازه کردند ملایک به تو ایمان نیاز
کفر چون دید خطت را به خود ایمان آورد ۴
سنبل دوست پریشان خودست ارنه بهار
باد را دست هوس بسته به بستان آورد ۵
نام منصور برد عشق و لب خویش مکد
گر زبان تو نوایی به گلستان آورد ۶
کفنی جوی فصیحی که سحر چاک غمی
خبر مرگ گریبان سوی دامان آورد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۷ - عشق هر ساعت شبیخون بر دل ریش آورد
گوهر بعدی:شماره ۷۹ - خطت هر دم جهانی از تجلی رایگان گیرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.