خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از تأثیر اشکها، نیرنگهای عشق، و حسادت به بوی دوست میگوید. همچنین، اشارهای به دشمنیهای پنهان در روابط عاشقانه دارد.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند حسادت و دشمنی در عشق نیاز به درک بالاتری از روابط انسانی دارد.
شماره ۶۰ - از فیض گریهام مژه نشو و نما گرفت
از فیض گریهام مژه نشو و نما گرفت
سامان صد بهار چمن زین گیا گرفت ۱
نیرنگ عشق بین که به یک تار زلف یار
سرتاسر زمانه به تار بلا گرفت ۲
بگداختم ز رشک که شمع سحرگهی
جان داد و بوی دوست ز باد صبا گرفت ۳
بوی ترا به من که رساند که هر نسیم
کان چین زلف دید در آن حلقه جا گرفت ۴
از دوست دشمنیست فصیحی نصیب دل
قسمت نگر که سایه خور از هما گرفت ۵
سامان صد بهار چمن زین گیا گرفت ۱
نیرنگ عشق بین که به یک تار زلف یار
سرتاسر زمانه به تار بلا گرفت ۲
بگداختم ز رشک که شمع سحرگهی
جان داد و بوی دوست ز باد صبا گرفت ۳
بوی ترا به من که رساند که هر نسیم
کان چین زلف دید در آن حلقه جا گرفت ۴
از دوست دشمنیست فصیحی نصیب دل
قسمت نگر که سایه خور از هما گرفت ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۹ - از دل هزار لخت به چشم نثار رفت
گوهر بعدی:شماره ۶۱ - شب بیخبرم حرف فراقت به زبان رفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.