خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر غمگینانه به بازگشت ناامیدانه و دردناک از انتظار و فراق میپردازد. با استفاده از تصاویر طبیعی مانند بهار و گلهای خندان، و همچنین اشاره به داستان حضرت یعقوب و یوسف، شاعر احساس ناامیدی و اندوه عمیق خود را بیان میکند. هر بیت به نوعی به بازگشت تلخ از آرزوها و امیدها اشاره دارد.
محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و داستانهای مذهبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۸ - نوبهاران از در این باغ و بستان بازگشت
نوبهاران از در این باغ و بستان بازگشت
خنده نومید از لب گلهای خندان بازگشت ۱
وای بر یعقوب ما کز بعد چندین انتظار
کاروان مصر از نزدیک کنعان بازگشت ۲
هر نگه کز موجه خون جگر بیرون فتاد
بیجمال دوست سوی چشم گریان باز گشت ۳
بی تو هر شب را به عمری دل به روز آورده بود
بخت برگردید و آن شبهای هجران بازگشت ۴
شمعسان گویی فصیحی شد کفن پیراهنم
ز آنکه خورشید امشبم دست از گریبان بازگشت ۵
خنده نومید از لب گلهای خندان بازگشت ۱
وای بر یعقوب ما کز بعد چندین انتظار
کاروان مصر از نزدیک کنعان بازگشت ۲
هر نگه کز موجه خون جگر بیرون فتاد
بیجمال دوست سوی چشم گریان باز گشت ۳
بی تو هر شب را به عمری دل به روز آورده بود
بخت برگردید و آن شبهای هجران بازگشت ۴
شمعسان گویی فصیحی شد کفن پیراهنم
ز آنکه خورشید امشبم دست از گریبان بازگشت ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۷ - دی قاصد یار آمد و مژگانتری داشت
گوهر بعدی:شماره ۵۹ - از دل هزار لخت به چشم نثار رفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.