خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از مفاهیمی مانند غم، شوق، درد و عشق صحبت میکند. شاعر از جدایی و رنجهای عاشقانه میگوید و تأثیرات آن را بر جهان و انسانها توصیف میکند. در نهایت، اشارهای به مرگ و حشر دارد و از بیان دردهای عاشقانه به زبان فصیح یاد میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد و مرگ نیاز به درک بالاتری از احساسات و تجربیات زندگی دارند.
شماره ۲۹ - چون عدم از بر عالم برخاست
چون عدم از بر عالم برخاست
به هم آغوشی ما غم برخاست ۱
هر کجا صبح زدم چتر نشاط
شام از آن نوحه ماتم برخاست ۲
خواب با دیده بختم چو نشست
رسم آسایش از آن هم برخاست ۳
درد جامم به جهان افشاندند
شعله شوق ز عالم برخاست ۴
کشته خنجر شوقت در حشر
همه تن روح مجسم برخاست ۵
قصه درد فصیحی گفتند
شیون از عالم و آدم برخاست ۶
به هم آغوشی ما غم برخاست ۱
هر کجا صبح زدم چتر نشاط
شام از آن نوحه ماتم برخاست ۲
خواب با دیده بختم چو نشست
رسم آسایش از آن هم برخاست ۳
درد جامم به جهان افشاندند
شعله شوق ز عالم برخاست ۴
کشته خنجر شوقت در حشر
همه تن روح مجسم برخاست ۵
قصه درد فصیحی گفتند
شیون از عالم و آدم برخاست ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸ - بر گوش دلم زمزمه توبه حرام است
گوهر بعدی:شماره ۳۰ - کی ز ماتمخانه ما دود افغان برنخاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.