خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از آرامش دل خود در ویرانههای زندگی سخن میگوید، اما گاهی بیتاب میشود و میخواهد از خانه خود بیرون برود. او احساس میکند که روزگار بر او سخت میگذرد و اگر مانند کمان از خانه خود بیرون بیاید، ممکن است شرایط تغییر کند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۰ - آسوده بود دلم ز ویرانه خود
آسوده بود دلم ز ویرانه خود
بی تاب شوم برون ز کاشانه خود ۱
ایام به روی آتشم جای دهد
گر همچو کمان برآیم از خانه خود ۲
بی تاب شوم برون ز کاشانه خود ۱
ایام به روی آتشم جای دهد
گر همچو کمان برآیم از خانه خود ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹ - مرغ دل من زشاخ بی برگ و بر است
گوهر بعدی:شماره ۱۱ - ابر آمده شب که ماهتابت ببرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.