خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این ابیات از درد و حسرتی می‌گوید که با وجود جاری شدن اشک‌ها، از دلش دور نمی‌شود. او خود را به سیلابی تشبیه می‌کند که با تمام قدرت جریان دارد، اما چیزی را با خود نمی‌برد و تنها ویرانی به جای می‌گذارد.

مفاهیم عمیق عرفانی و حزن‌آلود این شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد و نیاز به تجربه و بلوغ فکری بیشتری دارد.

مشاهده کامل

شماره ۸ - اشک آمد و حسرت ز دل ریش نبرد

اشک آمد و حسرت ز دل ریش نبرد
از وادی بی طاقتی ام پیش نبرد ۱

چون سیل که آید به سر ریگ روان
برداشت ز جا و همره خویش نبرد ۲
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) قالب: رباعی تعداد ابیات: ۲ ۲۴۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷ - در راه طلب پیاده می باید رفت
گوهر بعدی:شماره ۹ - مرغ دل من زشاخ بی برگ و بر است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.