خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از تأثیر نبود معشوق بر طبیعت (مانند از بین رفتن رنگ گلها) و سختی غربت در مقایسه با آسایش وطن سخن میگوید. همچنین، اشارهای به ناممکن بودن حرکت خودخواستهٔ شرر از سنگ دارد.
مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی موجود در متن ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۷۵۹ - سنگباران کرد شبنم بی رخ او باغ را
سنگباران کرد شبنم بی رخ او باغ را
ورنه کی می بود رنگ از روی گلها رفتنی؟ ۱
سختی کنج وطن از راحت غربت به است
کی شرر گردد به پای خود ز خارا رفتنی؟ ۲
ورنه کی می بود رنگ از روی گلها رفتنی؟ ۱
سختی کنج وطن از راحت غربت به است
کی شرر گردد به پای خود ز خارا رفتنی؟ ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۵۸ - در باغ گیتی، شد قسمت من
گوهر بعدی:شماره ۷۶۰ - چشم من سوی تو، چشم تو به سوی دگری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.