خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از ناسازگاری و رنجهای عاشقانه میگوید، از بیوفایی معشوق و دردهای ناشی از آن شکایت میکند. همچنین به نفاق دوستان و تأثیرات منفی آن اشاره دارد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین اشاره به نفاق و دشمنی ممکن است نیاز به درک بیشتری از روابط انسانی داشته باشد.
شماره ۷۵۰ - از بس گل ناسازی ام در جیب و دامن می کنی
از بس گل ناسازی ام در جیب و دامن می کنی
زان پیشتر کآیی برم، سامان رفتن می کنی ۱
ای بت نه ناقوس منی، بهر چه در خلوتسرا
تا می رسد دستم به تو، بنیاد شیون می کنی ۲
از نوبهار آرزو، گلهای اشکم تازه شد
پایی بنه بردیده ام، گر سیر گلشن می کنی ۳
ای دل نخواهی یافتن، از دختر رز بهتری
از صحبت او پا مکش، گر خواهش زن می کنی ۴
طغرا، نفاق دوستان، هرگز نخواهد گشت کم
در پیش ایشان بی سبب، تعریف دشمن می کنی ۵
زان پیشتر کآیی برم، سامان رفتن می کنی ۱
ای بت نه ناقوس منی، بهر چه در خلوتسرا
تا می رسد دستم به تو، بنیاد شیون می کنی ۲
از نوبهار آرزو، گلهای اشکم تازه شد
پایی بنه بردیده ام، گر سیر گلشن می کنی ۳
ای دل نخواهی یافتن، از دختر رز بهتری
از صحبت او پا مکش، گر خواهش زن می کنی ۴
طغرا، نفاق دوستان، هرگز نخواهد گشت کم
در پیش ایشان بی سبب، تعریف دشمن می کنی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۴۹ - من نه ابرم، نه تو گل، بهر چه در باغ وصال
گوهر بعدی:شماره ۷۵۱ - بی وضو، دست به پیمانه صهبا نکنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.