خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، توصیفی زیبا و پر از استعاره از معشوق است. شاعر با استفاده از تصاویر زیبایی مانند آفتاب، مشک ناب، ماهتاب و شراب، به توصیف معشوق میپردازد و تأکید میکند که شناخت حقیقی او ممکن نیست.
این شعر حاوی مفاهیم عرفانی و استعارههای پیچیده است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر مانند شراب و مینوشی ممکن است برای گروههای سنی پایین مناسب نباشد.
شماره ۷۴۴ - رویش چو آفتاب است، او را نمی شناسی
رویش چو آفتاب است، او را نمی شناسی
زلفش چو مشک ناب است، او را نمی شناسی ۱
گفتی که نوگلت را در باغ حسن دیدم
آن غنچه در نقاب است، او را نمی شناسی ۲
چون با رخ درخشان، از خانه شب برآید
یک شهر ماهتاب است، او را نمی شناسی ۳
گر ساغر دو چشمش، آید به گردش ناز
صد بزم را شراب است، او را نمی شناسی ۴
طغرا مگو که آن گل، بی ساز می خورد می
آه منش رباب است، او را نمی شناسی ۵
زلفش چو مشک ناب است، او را نمی شناسی ۱
گفتی که نوگلت را در باغ حسن دیدم
آن غنچه در نقاب است، او را نمی شناسی ۲
چون با رخ درخشان، از خانه شب برآید
یک شهر ماهتاب است، او را نمی شناسی ۳
گر ساغر دو چشمش، آید به گردش ناز
صد بزم را شراب است، او را نمی شناسی ۴
طغرا مگو که آن گل، بی ساز می خورد می
آه منش رباب است، او را نمی شناسی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۴۳ - قطره پیمایی ست کار ساقی بزم فلک
گوهر بعدی:شماره ۷۴۵ - جوان مردم، ولیکن نه زنی دارم نه فرزندی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.