این متن شعری است که از استعارههای مختلف برای بیان مفاهیم همراهی و بیتوجهی استفاده میکند. در بیت اول، همراهی شانه با زلف به عنوان نماد آشنایی و عدم همراهی با بیگانگان مطرح میشود. در بیت دوم، همراهی مینا و پیمانه به عنوان نماد نیاز و وابستگی توصیف میشود. در بیت سوم، دیوانهای که تنها سنگباران میبیند، نشاندهندهی بیپاداش بودن همراهی با برخی افراد است.
متن دارای مفاهیم استعاری و فلسفی است که درک آنها به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'دیوانه' و 'سنگباران' ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا نیاز به توضیح داشته باشد.
شماره ۷۴۲ - به زلفت می کند از آشنایی شانه همراهی
وگرنه با پریشان کی کند بیگانه همراهی ۱
چو محتاجی که افتد از پی حاجت روای خود
به هر جا می رود مینا، کند پیمانه همراهی ۲
به غیر از سنگباران، در عوض چیزی نمی بیند
اگر صد ره به طفلان می کند دیوانه همراهی ۳
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.