خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از ناامیدی و تنهایی خود میگوید و بیان میکند که با وجود تلاشهایش، جهان به او پاسخی نداده است. او از بیعدالتی و محدودیتهای زندگی شکایت دارد و احساس میکند که در قفس اسیر است.
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، لحن حزنانگیز و ناامیدانه متن برای سنین پایین مناسب نیست.
شماره ۷۰۳ - گر به مهر همه چون صبح برآرم نفسی
گر به مهر همه چون صبح برآرم نفسی
ندهد چرخ ازین فرقه به من همنفسی ۱
شب گرفتم به برش، از من مسکین رخ تافت
شعله را کی بود آرام در آغوش خسی؟ ۲
آشیان و پر پرواز و گل و دانه و آب
همه را داد به ما چرخ، ولی در قفسی ۳
ندهد چرخ ازین فرقه به من همنفسی ۱
شب گرفتم به برش، از من مسکین رخ تافت
شعله را کی بود آرام در آغوش خسی؟ ۲
آشیان و پر پرواز و گل و دانه و آب
همه را داد به ما چرخ، ولی در قفسی ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۰۲ - بر دیده گذارم کف پایی که تو داری
گوهر بعدی:شماره ۷۰۴ - آتشین رخسار ما شمعی ست بزم حسن را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.