خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به مفاهیمی مانند تقدیر، جبر، عشق و جدایی میپردازد. شاعر بیان میکند که گاهی بیجرأتی منجر به نتایج غیرمنتظره میشود و تقدیر از پیش تعیینشده است. همچنین، او از درد فراق و ناتوانی در کنترل احساسات سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، ممکن است برخی از اشارات عاشقانه و اندوهبار نیاز به درک بالاتری از تجربیات زندگی داشته باشند.
شماره ۶۹۵ - قتل ما بی دست و پایان را دلیری شرط نیست
قتل ما بی دست و پایان را دلیری شرط نیست
کشتن سیماب می آید ز هر بی جرأتی ۱
در ازل بر خویش راه پیش بینی بسته ایم
نیست چون آیینه هرگز در دل ما نیتی ۲
می روی بی رخصت امشب، کس چه سازد جان من
جان نمی گیرد ز کس در وقت رفتن رخصتی ۳
کشتن سیماب می آید ز هر بی جرأتی ۱
در ازل بر خویش راه پیش بینی بسته ایم
نیست چون آیینه هرگز در دل ما نیتی ۲
می روی بی رخصت امشب، کس چه سازد جان من
جان نمی گیرد ز کس در وقت رفتن رخصتی ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۹۴ - روز و شب جام به کف دارم و محروم شراب
گوهر بعدی:شماره ۶۹۶ - رخ لاله، زلف سنبل، لب غنچه، صوت بلبل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.