خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از لذت نوشیدن باده در صبح و نغمهسرایی گلها در هوای صبحگاهی سخن میگوید. سپس به شب و جدایی از معشوق اشاره کرده و از روز مرگ خود با تشبیه آن به چراغ صبحگاهی یاد میکند.
متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و حزنآلود است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد. همچنین اشاره به مصرف باده (شراب) دارد که موضوعی بزرگسالانه محسوب میشود.
شماره ۶۸۴ - من و ذوق باده نوشی، ز ایاغ صبحگاهی
من و ذوق باده نوشی، ز ایاغ صبحگاهی
گل نغمه تازه کردن، به دماغ صبحگاهی ۱
شب زلفت از کفم شد، به چه عمر زنده مانم؟
که رسید روز مرگم، چو چراغ صبحگاهی ۲
گل نغمه تازه کردن، به دماغ صبحگاهی ۱
شب زلفت از کفم شد، به چه عمر زنده مانم؟
که رسید روز مرگم، چو چراغ صبحگاهی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۸۳ - بس که هر سو رخنه دارد کلبه ام چون خانه گل
گوهر بعدی:شماره ۶۸۵ - بکش ساغر پیاپی تا به رنگ ارغوان باشی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.