خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از درد بیدلیلی که از دوست دیده شکایت میکند و بیان میکند که حتی دشمن نیز چنین رفتاری نداشته است. او از نازکدلی خود میگوید که تحمل سختیها را ندارد و از سرو چمن میخواهد که اگر میتواند مانند مینا (ظریف و شکننده) رنگ عوض کند و سرخ شود.
متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار میباشد. همچنین ممکن است نیاز به توضیح برخی از اصطلاحات و تشبیهات برای درک بهتر داشته باشد.
شماره ۶۸۲ - داد بی موجب عنانم را به دست رهزنی
داد بی موجب عنانم را به دست رهزنی
آنچه من از دوست دیدم، کس ندید از دشمنی ۱
بر نمی تابد دلم از نازکیها حرف سخت
صد شکست آید برین مینا، ز خارا گفتنی ۲
سبز پوشیدن مکرر گشت ای سرو چمن
گر توانی، همچو مینا سرخ کن پیراهنی ۳
آنچه من از دوست دیدم، کس ندید از دشمنی ۱
بر نمی تابد دلم از نازکیها حرف سخت
صد شکست آید برین مینا، ز خارا گفتنی ۲
سبز پوشیدن مکرر گشت ای سرو چمن
گر توانی، همچو مینا سرخ کن پیراهنی ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۸۱ - نه دود است این که بر اطراف روی شمع می افتد
گوهر بعدی:شماره ۶۸۳ - بس که هر سو رخنه دارد کلبه ام چون خانه گل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.