شاعر از ساقی میخواهد که شراب بیاورد و پیالهها را پر کند. او اظهار میکند که دیر از خود خارج میشود و شراب کهنه میطلبد. همچنین از ساقی میخواهد که نوای شراب را بشنود و به جای ناله، نغمه به او بدهد. شاعر از ساقی میخواهد که به او شراب بدهد و از خانواده شراب ننگ نداشته باشد. او همچنین اشاره میکند که شیشه شراب کلید روزی آنهاست و از ساقی میخواهد که به کسی که قحطی کشیده، قوت چند ساله بدهد.
متن به موضوع شراب و میگساری اشاره دارد که معمولاً برای مخاطبان بزرگسال مناسب است. همچنین ممکن است مفاهیم عرفانی موجود در متن برای کودکان و نوجوانان قابل درک نباشد.
شماره ۶۴۸ - شیشه بیار ساقیا، از پی هم پیاله ده
زود نمی روم ز خود، باده دیرساله ده ۱
زمزمه ریزساز را، قلقل شیشه بشنوان
دردکش خمار را، نغمه به جای ناله ده ۲
از من بینوا مکن ننگ و ز دودمان رز
طبع مجرد مرا، دختر بی قباله ده ۳
گردن شیشه در کفت، هست کلید رزق ما
قحطی می کشیده را، قوت سه چار ساله ده ۴
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.