خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از گل و طبیعت به عنوان نمادهایی برای بیان احساسات و عواطف عمیق استفاده میکند. شاعر با توصیف زیباییهای طبیعت مانند گل، مه نو و آفتاب، به بیان اضطراب و بیقراری درونی خود میپردازد. همچنین، از مفاهیمی مانند شراب و دل بیطاقت برای نشان دادن عمق احساساتش بهره میبرد.
متن دارای مضامین عرفانی و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشارههای غیرمستقیم به مفاهیمی مانند شراب نیازمند سطحی از بلوغ فکری برای درک صحیح است.
شماره ۶۰۵ - بس که آن گل صبحدم با آب و تاب آید برون
بس که آن گل صبحدم با آب و تاب آید برون
گر فشارم دیده برعکسش، گلاب آید برون ۱
از فروغ چهره، ابرویش نمی آید به چشم
چون مه نو کز پناه آفتاب آید برون ۲
نشکند بی دستبرد ساغر می سد شرم
باده پیش آور که آن گل از حجاب آید برون ۳
هر کجا حرف از دل بی طاقت ما بگذرد
تا قیامت گر بکاوی، اضطراب آید برون ۴
گر فشارم دیده برعکسش، گلاب آید برون ۱
از فروغ چهره، ابرویش نمی آید به چشم
چون مه نو کز پناه آفتاب آید برون ۲
نشکند بی دستبرد ساغر می سد شرم
باده پیش آور که آن گل از حجاب آید برون ۳
هر کجا حرف از دل بی طاقت ما بگذرد
تا قیامت گر بکاوی، اضطراب آید برون ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۰۴ - تا نخندد بر تو صد گوهرشناس
گوهر بعدی:شماره ۶۰۶ - می نماید خویش را عریان به رندان عاقبت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.