خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری عاشقانه و پر از استعارههای زیباست که در آن شاعر از معشوق خود میخواهد که رخسارش را نشان دهد و از دوری و فراق شکایت میکند. همچنین، از مفاهیمی مانند شمع، پروانه، و باغ برای بیان احساسات خود استفاده میکند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و استعارههای پیچیده است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات دارد. همچنین، ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۵۹۸ - به زیر زلف تا کی رویت از عاشق نهان باشد؟
به زیر زلف تا کی رویت از عاشق نهان باشد؟
رخی بنما به او، گوهر شناس شبچراغش کن ۱
ز من احوال شمع رفته از محفل چه می پرسی؟
زباندان پر پروانه شو، ز آتش سراغش کن ۲
کند تا فصل گل از بستن در، باغبان توبه
در ایام خزان، یک هفته در زندان باغش کن! ۳
رخی بنما به او، گوهر شناس شبچراغش کن ۱
ز من احوال شمع رفته از محفل چه می پرسی؟
زباندان پر پروانه شو، ز آتش سراغش کن ۲
کند تا فصل گل از بستن در، باغبان توبه
در ایام خزان، یک هفته در زندان باغش کن! ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۹۷ - درد مینای سپهرند همه خلق جهان
گوهر بعدی:شماره ۵۹۹ - پیوسته طلبکار شراب است دل من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.