خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از عشق و دل‌بستگی به معشوق سخن می‌گوید و ناتوانی خود را در درک و بیان احساساتش توصیف می‌کند. او از زیبایی‌های طبیعت و معشوق می‌گوید، اما در عین حال از ناتوانی در درک کامل این زیبایی‌ها و احساساتش ابراز ناراحتی می‌کند.

محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و زبان شاعرانه ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی داشته باشد.

مشاهده کامل

شماره ۵۷۶ - طرب گل کرده از هر شاخ و گل چیدن نمی دانم

طرب گل کرده از هر شاخ و گل چیدن نمی دانم
پریشان بلبلم، جز گلستان دیدن نمی دانم ۱

به دستم گر دهد آن نازنین، گیسوی مشکین را
ز نافهمیدگی، چون شانه بوییدن نمی دانم ۲

چرا مینا نخندد بر من بیدل، که چون ساغر
لبم با لعل او پیوست و بوسیدن نمی دانم ۳

چو صحرا ناله دارد طینتم، لیکن ز بیدردی
اگر کوه آیدم برسینه، نالیدن نمی دانم ۴
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۷۵ - کار اگر چنین باشد، مزد کار ما معلوم
گوهر بعدی:شماره ۵۷۷ - چه سان منزل شناس راه دل باشم، که از سستی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.