خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از احساس آزادگی و فقر خود سخن می‌گوید، در حالی که به هنر و زیبایی‌های زندگی علاقه دارد اما از دولت و ثروت بی‌بهره است. او خود را بی‌دست و پا اما پر از احساس و هنر توصیف می‌کند.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

شماره ۵۶۰ - یک نیستان خنده دارد بر تنم آزادگی

یک نیستان خنده دارد بر تنم آزادگی
تا به قید ساز و برگ بوریا افتاده ام ۱

کار من اسباب دولت، من ز دولت بی نصیب
در هنر همطالع بال هما افتاده ام ۲

گاه پای گلرخان گیرم، گهی دست بتان
گرچه خود بی دست و پا همچون حنا افتاده ام ۳
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۵۹ - به سودای محبت، عقل ورزیدن نمی دانم
گوهر بعدی:شماره ۵۶۱ - ز تاب آتش نظاره ات چو آب شوم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.