خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از آرزوی وصل به معشوق و ناکامی در رسیدن به آن سخن میگوید. او بیان میکند که هرچند خواستار آرامش بود، اما خداوند این خواسته را برآورده نکرد. شاعر همچنین اشاره میکند که اگر خدا میخواست، آنها نیز از خدا میخواستند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم عمیق فلسفی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۳۶ - تا توان از باغ وصلش صد گل یکدست چید
تا توان از باغ وصلش صد گل یکدست چید
هر دو دستش را گرفتار حنا می خواستیم ۱
خواستیم آسودگی، لیکن خدا هرگز نخواست
گر خدا می خواست، ما هم از خدا می خواستیم ۲
هر دو دستش را گرفتار حنا می خواستیم ۱
خواستیم آسودگی، لیکن خدا هرگز نخواست
گر خدا می خواست، ما هم از خدا می خواستیم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۳۵ - جوانی ام به جفا رفت و موسم پیری ست
گوهر بعدی:شماره ۵۳۷ - دست مطرب را زآب جویبار تار ساز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.