خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از احساس ناامیدی و تنهایی سخن میگوید، اما در عین حال به عشق و امید نیز اشاره دارد. او از نداشتن ابزارهای شادی مانند پیمانه و کلید میخانه میگوید، اما با وجود این، به عشق و امید (زلف گرهگیر) چنگ میزند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشارههای غیرمستقیم به مینوشی و شورش ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۵۰۰ - یک شورش ما رهبر صد بارش سنگ است
یک شورش ما رهبر صد بارش سنگ است
لیکن سر هنگامه طفلانه نداریم ۱
یک جا نشود جمع، دو برگ طرب ما
داریم گهی شیشه که پیمانه نداریم ۲
گویی که ز ما گم شده انگشت شهادت
روزی که کلید در میخانه نداریم ۳
داریم سر زلف گرهگیر تو در دست
غم نیست اگر سبحه صد دانه نداریم ۴
لیکن سر هنگامه طفلانه نداریم ۱
یک جا نشود جمع، دو برگ طرب ما
داریم گهی شیشه که پیمانه نداریم ۲
گویی که ز ما گم شده انگشت شهادت
روزی که کلید در میخانه نداریم ۳
داریم سر زلف گرهگیر تو در دست
غم نیست اگر سبحه صد دانه نداریم ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹۹ - اگر غیرت عشق مانع نگردد
گوهر بعدی:شماره ۵۰۱ - نهان شد صافی ام ز آمیزش ناصاف این مجلس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.