خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از آرزوهای برآوردهنشده و دلشکستگی خود میگوید و به واعظی که بر گنهکاران عشق خروش میکند، پاسخ میدهد که بهشت از آن او و دوزخ از آن ماست و این شور و غوغا را پایان دهد.
متن حاوی مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند گناه و دوزخ ممکن است نیاز به درک بالاتری از زمینههای فرهنگی و ادبی داشته باشد.
شماره ۴۶۸ - خاک گردیدم، نگردید آرزوها بر طرف
خاک گردیدم، نگردید آرزوها بر طرف
برطرف شد دل، نشد یک مو تمنا برطرف ۱
واعظا تا کی خروشی برگنهکاران عشق؟
جنت از تو، دوزخ از ما، شور و غوفا برطرف! ۲
برطرف شد دل، نشد یک مو تمنا برطرف ۱
واعظا تا کی خروشی برگنهکاران عشق؟
جنت از تو، دوزخ از ما، شور و غوفا برطرف! ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۶۷ - موسم گل شد که از وی بشکفد دل، باغ باغ
گوهر بعدی:شماره ۴۶۹ - کو پیر مغان کز می اسرار زند حرف
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.