خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری عاشقانه و غزلگونه است که در آن شاعر از دلبردگی، انتظار و نگرانی نسبت به معشوق سخن میگوید. او از گریههایش در فراق و امید به وصال میگوید و در نهایت، کار خود را به دست چرخ روزگار و خداوند میسپارد.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای شعری ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند انتظار و دلبردگی نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۴۱۱ - دل برد آن نگار، ببینم چه می کند
دل برد آن نگار، ببینم چه می کند
گل کرد صید خار، ببینم چه می کند ۱
شوخی کنان به چشم درآمد چو طفل اشک
آید چو در کنار، ببینم چه می کند ۲
در صبح وصل، دیده گرفتار گریه بود
در شام انتظار ببینم چه می کند ۳
کارم به دست چرخ و ز من بازپرس کار
انصاف کردگار ببینم چه می کند ۴
گل کرد صید خار، ببینم چه می کند ۱
شوخی کنان به چشم درآمد چو طفل اشک
آید چو در کنار، ببینم چه می کند ۲
در صبح وصل، دیده گرفتار گریه بود
در شام انتظار ببینم چه می کند ۳
کارم به دست چرخ و ز من بازپرس کار
انصاف کردگار ببینم چه می کند ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱۰ - عیسی صفت است دختر رز
گوهر بعدی:شماره ۴۱۲ - شیرین به چشم کس ننماییم همچو اشک
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.