خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق نافرجام، بیوفایی و ناامیدی سخن میگوید. شاعر از عهدشکنی معشوق شکایت دارد و بیان میکند که حتی سوگندهای او نیز قابل اعتماد نیست. او همچنین از تأثیرات عمیق عشق و زیبایی معشوق بر خود میگوید و در نهایت، به ناامیدی و آرزوی مرگ اشاره میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی مانند ناامیدی و آرزوی مرگ است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر مناسب نباشد. درک این مفاهیم نیاز به بلوغ عاطفی و تجربه زندگی دارد.
شماره ۳۹۳ - نکنم باور ازان سست وفا، عهد وصال
نکنم باور ازان سست وفا، عهد وصال
دست بر مصحف اگر بهر قسم بگذارد ۱
من و اندیشه آن سرو که در باغ خرام
فتنه می روید از آنجا که قدم بگذارد ۲
راه اسلام غلط نیست، ز پیمودن کفر
باز می گردم اگر شرم صنم بگذارد ۳
حالیا کآتش ایجاد به ما زد، چه کرم؟
کرم آن بود که ما را به عدم بگذارد ۴
دست بر مصحف اگر بهر قسم بگذارد ۱
من و اندیشه آن سرو که در باغ خرام
فتنه می روید از آنجا که قدم بگذارد ۲
راه اسلام غلط نیست، ز پیمودن کفر
باز می گردم اگر شرم صنم بگذارد ۳
حالیا کآتش ایجاد به ما زد، چه کرم؟
کرم آن بود که ما را به عدم بگذارد ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۲ - با رنگ نوبهاری، چون در خزان برآیی
گوهر بعدی:شماره ۳۹۴ - عشوه بیرون نمی رود ز تنش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.