خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از نگاه بیاعتنای معشوق گلرخ شکایت میکند و اشاره میکند که حتی تصویرش نیز از نگاه او میگریزد. سپس به زندگی و کار در دنیا اشاره دارد که گاه پاداش به کسانی میرسد که هیچ کاری نکردهاند.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، نگاه انتقادی به اجتماع نیاز به درک بالاتری از زندگی دارد.
شماره ۳۶۳ - بدین سان رخ ز من گر آن گل بدخو بگرداند
بدین سان رخ ز من گر آن گل بدخو بگرداند
به تصویرش اگر افتد نگاهم، رو بگرداند ۱
ز بهر کار بدین کارخانه آمده ایم
که مزد می دهد آن را که هیچ کار نکرد ۲
به تصویرش اگر افتد نگاهم، رو بگرداند ۱
ز بهر کار بدین کارخانه آمده ایم
که مزد می دهد آن را که هیچ کار نکرد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶۲ - بس که خیال آن پری، مایه دردسر شود
گوهر بعدی:شماره ۳۶۴ - ز شور جلوه گاهش می توان یافت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.