خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از بیعدالتی معشوق شکایت دارد و بیان میکند که عاشق به دلیل ستم معشوق، به کسی پناه نمیبرد و فریادرسی برای دادخواهی او وجود ندارد.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژگان و ساختارهای شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۳۴۹ - کی ز بیداد تو، عاشق به کسی داد کند
کی ز بیداد تو، عاشق به کسی داد کند
نیست فریادرسی، بهر چه فریاد کند ۱
نیست فریادرسی، بهر چه فریاد کند ۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴۸ - در کار غم عشق، دلم گشت ز خود جمع
گوهر بعدی:شماره ۳۵۰ - زخم ما چون زخم سوسن گشت سرتاسر کبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.