خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این شعر از عدم تحقق انتظارات و آرزوهایش سخن میگوید. او از نیامدن پیغامنگار، بهار مورد انتظار، رقص شعلهوار و مهربانی ماه شکوه میکند و در نهایت بیان میکند که تلاشهایش در کارگاه زمانه بیثمر بوده است.
مفاهیم عمیق عاشقانه و ناامیدی در شعر وجود دارد که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای شعری ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۳۴۰ - پیغام نگار ما نیامد
پیغام نگار ما نیامد
بویی ز بهار ما نیامد ۱
رقصی که پسند شعله گردد
از دست شرار ما نیامد ۲
شب هاله صفت میان گشودیم
آن مه به کنار ما نیامد ۳
در کارگه زمانه، کردیم
کاری که به کار ما نیامد ۴
بویی ز بهار ما نیامد ۱
رقصی که پسند شعله گردد
از دست شرار ما نیامد ۲
شب هاله صفت میان گشودیم
آن مه به کنار ما نیامد ۳
در کارگه زمانه، کردیم
کاری که به کار ما نیامد ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۹ - از رشک آبیاری ساقی در آتشیم
گوهر بعدی:شماره ۳۴۱ - چه غم گر گنج بادآورد گل فصل خزان گم شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.