خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از رنجهای عاطفی و ناکامیهای خود سخن میگوید. او با وجود تحمل سختیهای بسیار، احساس میکند که پاکی درونش حفظ شده است. همچنین، از عشق نافرجام و اشکهای ریخته شده یاد میکند که حتی باعث نمناک شدن مژههایش نشده است.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و نگاه فلسفی به رنجهای عاطفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۱۱ - تن ز بسیاری تردامنی ام خاک نشد
تن ز بسیاری تردامنی ام خاک نشد
خاک ناپاک شد و طینت من پاک نشد ۱
بس که آتش به سرم ریخت خیال تو چو شمع
اشکها ریخت ز چشمم، مژه نمناک نشد ۲
خاک ناپاک شد و طینت من پاک نشد ۱
بس که آتش به سرم ریخت خیال تو چو شمع
اشکها ریخت ز چشمم، مژه نمناک نشد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۰ - چرخ با من می ستیزد، طالع از من می گریزد
گوهر بعدی:شماره ۳۱۲ - آمد بهار و موسم گلگشت باغ شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.