خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از درد فراق و غربت میگوید و احساس تنهایی و رنج خود را با تصاویری مانند شمعی که از فراق نمیماند و ماتمافروزی برای سیمتن بیان میکند. همچنین، از سرنوشتی سخن میگوید که او را به غربت کشانده و مجبور به تحمل آزارهای وطن شده است.
مفاهیم عمیق عاطفی و اجتماعی مانند غربت، فراق، و انتقاد از شرایط وطن ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۶۰ - امشب از فرقت او زنده نمی ماند شمع
امشب از فرقت او زنده نمی ماند شمع
ماتم افروزی این سیم بدن باید کرد ۱
سرنوشتم به دبستان غریبی افکند
مشق آزارکشیهای وطن باید کرد ۲
ماتم افروزی این سیم بدن باید کرد ۱
سرنوشتم به دبستان غریبی افکند
مشق آزارکشیهای وطن باید کرد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۹ - دل برون آرم ازان سینه که غم نشناسد
گوهر بعدی:شماره ۲۶۱ - فکر آن زلف مکن تا خم و تابت نبرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.