خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از بیمهری روزگار شکایت میکند و میگوید روزش به شب تاریکی تبدیل شده است. او تأکید میکند که اگر کسی حرفش را باور ندارد، خودش میتواند ببیند، زیرا کور نیست.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به تاریکی و بیمهری روزگار ممکن است برای برخی از سنین پایین سنگین باشد.
شماره ۲۱۵ - روزم از بی مهری گردون، شب تاریک شد
روزم از بی مهری گردون، شب تاریک شد
گر ز من باور ندارد، خود ببیند، کور نیست! ۱
گر ز من باور ندارد، خود ببیند، کور نیست! ۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۴ - ز جوش اشک به مینا هزار طعن زدیم
گوهر بعدی:شماره ۲۱۶ - شبی که جام می وصل درمیان آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.