خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از جدایی یار و غم ناشی از آن سخن میگوید و بیان میکند که این غم او را از فکر کردن به درد دل بازداشته است. او همچنین از احساس تنهایی و بیقراری خود در طبیعت بهاری میگوید.
این متن حاوی مفاهیم عاطفی و احساسی عمیق مانند عشق، غم و تنهایی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی احساسی بیشتری دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
رباعی ۳ - شد یار و به غم ساخت گرفتار مرا
شد یار و به غم ساخت گرفتار مرا
نگذاشت به درد دل افکار مرا ۱
چون سوی چمن روم که از باد بهار
دل میترقد چو غنچه، بییار، مرا ۲
نگذاشت به درد دل افکار مرا ۱
چون سوی چمن روم که از باد بهار
دل میترقد چو غنچه، بییار، مرا ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۲ - عشرت بادا صبح تو و شام ترا
گوهر بعدی:رباعی ۴ - جان سوخت ز داغ دوری یار مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.