خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر بیان میکند که دل و زبانش از نیکیها خسته شدهاند. دلش به فکر دیگری است و لبهایش در جستجوی کسی دیگر. او خود را مانند فانوسی میداند که هیچ نوری از خود ندارد و روشنایی خانهاش از چراغ دیگری است.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی پیچیده است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
شماره ۱۸۲ - نیست از دست نکویانم زبان و دل یکی
نیست از دست نکویانم زبان و دل یکی
دل به فکر دیگری، لب در سراغ دیگری ست ۱
همچو فانوسم، ز خود چیزی ندارم دربساط
روشنی در کلبه من از چراغ دیگری ست ۲
دل به فکر دیگری، لب در سراغ دیگری ست ۱
همچو فانوسم، ز خود چیزی ندارم دربساط
روشنی در کلبه من از چراغ دیگری ست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۱ - دیدم به جانبش، ز حیا روی خود گرفت
گوهر بعدی:شماره ۱۸۳ - از من بیمار حسرت، برگ آسایش مجوی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.