خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، زیبایی معشوق را به عنوان منشأ آشوب قیامت توصیف میکند. شاعر به دنبال وصال معشوق است و هشدار میدهد که اگر امروز این وصال محقق نشود، فردای قیامت باید به آن امید بست. همچنین، شاعر از تأخیر در وصال و وعدههای پیاپی به فردا ابراز نگرانی میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی کلاسیک، درک شعر را برای سنین پایینتر دشوار میکند.
شماره ۱۶۵ - ای حسن تو سرچشمه غوغای قیامت
ای حسن تو سرچشمه غوغای قیامت
جویای وصالت، چمن آرای قیامت ۱
امروزم اگر دامن وصلت ندهد دست
دست من و دامان تو فردای قیامت ۲
آیینه به دست آر [و] ببین صورت خود را
گر هست ترا ذوق تماشای قیامت ۳
زین گونه که هر روز کنی وعده به فردا
ترسم که شود وعده به فردای قیامت ۴
جویای وصالت، چمن آرای قیامت ۱
امروزم اگر دامن وصلت ندهد دست
دست من و دامان تو فردای قیامت ۲
آیینه به دست آر [و] ببین صورت خود را
گر هست ترا ذوق تماشای قیامت ۳
زین گونه که هر روز کنی وعده به فردا
ترسم که شود وعده به فردای قیامت ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۴ - آخر شدن حسن بتان، اول داغ است
گوهر بعدی:شماره ۱۶۶ - به مردم قرض دادن بینوایی ست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.