خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از زیباییهای بهار و بیتوجهی به وجود خزان در باغ گلایه میکند. سپس به نیازهای اساسی انسان مانند آب و نان اشاره میکند و بیان میدارد که در جایی که غم آب نباشد، غم نان وجود دارد.
مفاهیم عمیق اجتماعی و انسانی موجود در شعر برای درک و تجربه بهتر، نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
شماره ۱۶۱ - ای گل، همه تن لب شده در وصف بهاری
ای گل، همه تن لب شده در وصف بهاری
یک بار نگفتی که درین باغ خزان هست ۱
مانده هوس نان به دل آدم آبی
جایی که غم آب نباشد، غم نان هست ۲
یک بار نگفتی که درین باغ خزان هست ۱
مانده هوس نان به دل آدم آبی
جایی که غم آب نباشد، غم نان هست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۰ - خاطر از محصول کشت ناامیدی جمع شد
گوهر بعدی:شماره ۱۶۲ - چون نریزد غم شراب تلخکامی در قدح؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.