خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی بیانگر درد عشق و نیاز به راهنمایی الهی است. شاعر از درد عشق میگوید و اشاره میکند که تنها خداوند از رازهای قلب او آگاه است. همچنین، او زیبایی معشوق را توصیف میکند و از شرم و حیا در بیان احساساتش سخن میگوید.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکاررفته نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.
شماره ۱۴۹ - ره به درمان ندهم، راهنما آگاه است
ره به درمان ندهم، راهنما آگاه است
نکنم بیخودی از درد، خدا آگاه است ۱
می توان عکس نگه درگل رخسارش دید
نیست آیینه بدین آب، صفا آگاه است ۲
نگهش با مژه، هم بزم نگردیده هنوز
شرم ازین قصه خبردار و حیا آگاه است ۳
بی نسیم گل رویت، ره شادابی را
لاله صدبار غلط کرده، صبا آگاه است ۴
نکنم بیخودی از درد، خدا آگاه است ۱
می توان عکس نگه درگل رخسارش دید
نیست آیینه بدین آب، صفا آگاه است ۲
نگهش با مژه، هم بزم نگردیده هنوز
شرم ازین قصه خبردار و حیا آگاه است ۳
بی نسیم گل رویت، ره شادابی را
لاله صدبار غلط کرده، صبا آگاه است ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۸ - هر گل این بوستان، روی نگاری بوده است
گوهر بعدی:شماره ۱۵۰ - ساقی دوران عبث چیده ست نه مینا قطار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.