خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از تشبیه طفل غنچه به کسی که شراب مینوشد استفاده میکند و بیان میکند که از لب او بوی شراب به مشام نمیرسد. سپس اشاره میکند که دل و دماغ او از عالم عدم به وجود آمدهاند، یکی به بوی گل و دیگری به بوی شراب.
متن شامل مفاهیم عرفانی و اشاره به شراب است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال نامناسب یا نامفهوم باشد.
شماره ۱۴۰ - چو طفل غنچه اگر می خورد سبوی شراب
چو طفل غنچه اگر می خورد سبوی شراب
نمی توان ز لب او شنید بوی شراب ۱
دل و دماغ من از کشور عدم به وجود
یکی به بوی گل آمد، یکی به بوی شراب ۲
نمی توان ز لب او شنید بوی شراب ۱
دل و دماغ من از کشور عدم به وجود
یکی به بوی گل آمد، یکی به بوی شراب ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۹ - نمی سازد به طبع من شراب عافیت هرگز
گوهر بعدی:شماره ۱۴۱ - مرگ، مفلس را ز عمر جاودانی بهتراست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.