خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از نصیحتهای دیگران بیزار است و بیان میکند که حرفهای آنها باعث آزار او میشود. او به عشق اشاره میکند که حالش را خراب کرده و از انتقادهای دیگران درباره نداشتن سبحه و سجاده یا گرایش به ناقوس و زنار دفاع میکند. همچنین، او از وسواس در مورد خال معشوقش سخن میگوید و تأکید میکند که این نقطه (خال) همچون پرگار اوست.
این شعر دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه پیچیده است و ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات مانند ناقوس و زنار ممکن است نیاز به آشنایی با زمینه فرهنگی و تاریخی داشته باشد.
شماره ۸۱ - ناصح از پند تو بیزارم، چه می گویی مرا
ناصح از پند تو بیزارم، چه می گویی مرا
می کند حرف تو آزارم، چه می گویی مرا ۱
گفتی از دست محبت می شود حالت خراب
من خراب از دست این کارم، چه می گویی مرا ۲
می کنی عیبم که پیشت سبحه و سجاده نیست
از پی ناقوس و زنارم، چه می گویی مرا ۳
چند گویی هر نفس بر گرد خال او مگرد
تا بود آن نقطه، پرگارم، چه می گویی مرا ۴
می کند حرف تو آزارم، چه می گویی مرا ۱
گفتی از دست محبت می شود حالت خراب
من خراب از دست این کارم، چه می گویی مرا ۲
می کنی عیبم که پیشت سبحه و سجاده نیست
از پی ناقوس و زنارم، چه می گویی مرا ۳
چند گویی هر نفس بر گرد خال او مگرد
تا بود آن نقطه، پرگارم، چه می گویی مرا ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۰ - همچون سبوی خالی، پر سازم از هوایش
گوهر بعدی:شماره ۸۲ - نیست یک جا که سرزلف سیاهش نرسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.