خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از احساسات خود در صحرا سخن میگوید. او از شوق و حیرانی خود در این محیط وصف میکند و به مقایسهی زندگی شهری با تنهایی و ناهمواریهای صحرا میپردازد. همچنین، از تأثیر طبیعت و مستی نرگسها یاد میکند و به یادآوری خاطرات شهری در میان ناهمواریهای صحرا اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۷ - به پای شوق گشتم هرطرف بسیار در صحرا
به پای شوق گشتم هرطرف بسیار در صحرا
کشیدم شکل حیرانی بدین پرگار در صحرا ۱
ندارد شهر، میدان غبارانگیزی آهم
به سان گردباد استاده ام ناچار در صحرا ۲
نسیم نرگس مستت کند چون شهرپیمایی
به جای لاله، روید ساغر سرشار در صحرا ۳
طریق اختلاط شهریانم یاد می آید
چو می بینم به هر سو راه ناهموار در صحرا ۴
کشیدم شکل حیرانی بدین پرگار در صحرا ۱
ندارد شهر، میدان غبارانگیزی آهم
به سان گردباد استاده ام ناچار در صحرا ۲
نسیم نرگس مستت کند چون شهرپیمایی
به جای لاله، روید ساغر سرشار در صحرا ۳
طریق اختلاط شهریانم یاد می آید
چو می بینم به هر سو راه ناهموار در صحرا ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶ - گشت خداکارساز، عاشق جانباز را
گوهر بعدی:شماره ۳۸ - ما بیخبران، راست رو بزم خطاییم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.