خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر به مخاطب هشدار میدهد که هجو کردن ریشهها را از بین میبرد و هیچ میوهای به بار نمیآورد. او از مخاطب میخواهد که جانب خود را بگیرد و حکم کند. شاعر همچنین به وعدههای خود و مخاطب اشاره میکند و از او میپرسد که آیا حتی برای یک لحظه قلم و کاغذ را برای هجو کردن کنار میگذارد یا نه.
این متن حاوی مفاهیم پیچیدهای مانند هجو، اخلاقیات و تعاملات اجتماعی است که برای درک کامل آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز است. همچنین، ممکن است برخی از مفاهیم برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
شمارهٔ ۴۲ - هجو خواجه
ای خواجه هجو ریشه فرو میبرد، بترس
شاخیست این که میندهد میوهٔ بهی ۱
حاکم تو باش و جانب خود گیر و حکم کن
کردم در این معامله من با تو کوتهی ۲
شاعر اگر تو باشی و از من طمع کنی
این وعدهها دهم که تو دادی و میدهی ۳
هم خود بگو که از پی تحریر هجو من
یک لحظه کاغذ و قلم از دست مینهی ؟ ۴
شاخیست این که میندهد میوهٔ بهی ۱
حاکم تو باش و جانب خود گیر و حکم کن
کردم در این معامله من با تو کوتهی ۲
شاعر اگر تو باشی و از من طمع کنی
این وعدهها دهم که تو دادی و میدهی ۳
هم خود بگو که از پی تحریر هجو من
یک لحظه کاغذ و قلم از دست مینهی ؟ ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۴۱ - بنای بخت بنیاد
گوهر بعدی:شمارهٔ ۴۳ - تاریخ علم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.