خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به بیان درد و رنجی میپردازد که شخصی به نام جان قلی از ظلم و جور زمانه متحمل شده است. او به حدی تحت فشار قرار گرفته که گویی دشنهای در دلش فرو رفته و از میان جمعیت کنار کشیده شده است. در نهایت، خرد تاریخ او را به عنوان شهید ظلم زمانه معرفی میکند.
این متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و تاریخی است که برای درک کامل آن، خواننده نیاز به بلوغ فکری و تجربهی کافی دارد. همچنین، موضوع ظلم و رنج ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین و دشوار باشد.
شمارهٔ ۳۹ - دریغ از جان قلی
دریغ از جان قلی کز جور گردون
کناری پر ز خون رفت از میانه ۱
زمانه دشنهٔ جورش چنان زد
که نوک دشنه در دل کرد خانه ۲
طلب کردم چو تاریخش خرد گفت :
شهید دشنهٔ جور زمانه ۳
کناری پر ز خون رفت از میانه ۱
زمانه دشنهٔ جورش چنان زد
که نوک دشنه در دل کرد خانه ۲
طلب کردم چو تاریخش خرد گفت :
شهید دشنهٔ جور زمانه ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۳۸ - دریغ
گوهر بعدی:شمارهٔ ۴۰ - وفا داری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.